معين الدين نطنزى
113
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
اسبابى كه صورت دعوى شرعى در ميان باشد و محل تغلبى باشد هيچكس از امرا و خواص كسى نخرد و هركس كه ملكى بفروشد حجتهاى كهنه را به دار القضا آورده در طاس عدل بشويد و مضمون حجت جديد را در دار القضا برد تا ثبت كنند ، و تا بعد اليوم تغير و تبدل با آن راهنيابد و به غير از دار القضا هيچ جاى ديگر حجت ننويسند و اگر كسى ديگر نويسد دستش ببرند و قولى چنان فرموده بود كه معاملهاى كه سى سال بر آن گذشت آن را نپرسند و در زمان او ممكن نبود كه هيچ آفريده تعدى و ظلمى تواند كرد و رسوم و قواعد نيكو در پادشاهى بنياد نهاد . از جمله چون پادشاه و وزير خواجه صدر الدين احمد خالدى مىخواستند كه كار سلطنت و وزارت بر وفق باشد و رعايا مرفه و آسوده باشند ، عامهء مردم به واسطهء اولاغ گرفتن ايلچيان و تغلب ايشان به غايت در زحمت بودند و كار به مرتبهاى رسيده بود كه از ترس ايلچيان تردد نتوانستند كرد و مردمان اطراف و جوانب بازمانده بودند . چون قطع تردد ايلچى در كار مملكت ممكن نبود ، در مواضع و منازل يام مقرر گردانيدند و علوفهء ايشان تعيين كرده از مال مرتب مىداشتند تا ايلچيان به غير از اولاغ يام و علوفهء مقررى مزاحم رعايا نشوند و اين معنى موجب رفاهيت جمهور خلايق شد . و به عرض سلطان غازان رسانيدند كه از جهت قبجور ، مردم جلاى وطن كردهاند و به حيثيتى رسيده كه در قزوين نماز جمعه نمىگزارند . فرمود كه قبجور از ممالك دفع كنند و تغار مقرر كنند . به واسطهء اين تدبير خوب كار ممالك مضبوط گشت و مال مضاعف حاصل مىشد و راهها ايمن و مملكت معمور گشت . و چون قاعدهء دنيائى وفا نيست ، عماران صدر الدين احمد را قصد كردند و به درجهء شهادت رسيد . بعد از آن به واسطهء ارادت حق كه صادر شده بود كه جهان معمور و خلايق مشكور باشند وزارت به خواجهء فاضل مستعد خواجه رشيد الدين - طاب مرقده - دادند . جهان از راى صايب ايشان زينت گرفت . و اوصاف حميده و خصال پسنديده و رسوم و قواعد مستحسن و آثار خير سلطان غازان بسيار است چنانچه صاحب مرحوم خواجه رشيد الدين كماهو حقه شرح داده است . اگر به تفصيل آن مشغول شويم اين مختصر از ايجاز بيفتد ؛ بنابرآن اندك ايمائى رفت . القصه غازان خان سه نوبت لشكر به مصر كشيد ، و نوبت اول به خود رفت و